Skip to content

You are here:
عرفان حلقه تهديدي جدي براي بهداشت معنوي جامعه پي دي اف چاپ پست الكترونيكي
مقالات - فرقه‌هاي انحرافي

آنچه كه بهداشت معنوي به آن مي‌پردازد فقط اين نيست كه جامعه روبه تاريكي و ناپاكي مي‌رود يا در مسير پاكي و روشنايي حركت مي‌كند، بلكه هزار مرتبه از اين مهمتر مواردي است كه معيارها دگرگون مي‌شود و اعمال شيطاني به نام طريقت، و تسيلم هوس‌ها و وسوسه‌هاي شيطاني شدن به نام عرفان معرفي مي‌شود.

* مقدمه

سلامت زندگي انسان هميشه از سوي عوامل مخربي تهديد مي‌شود، گاهي اين عوامل به بدن و سلامت جسماني آسيب مي‌رسانند، كه در اين صورت بهداشت جسمي و مباحث علوم پزشكي مطرح مي‌شود. گاه ديگر عوامل آسيب‌زاي رواني هستند كه موضوع بهداشت رواني را پيش مي‌كشند و دانش روانشناسي به آن رسيدگي مي‌كند. اما نوع ديگري از عوامل آسيب‌زا هستند كه انديشه‌هاي معنوي، باورها، اخلاق و ارزش‌هاي انساني را تهديد مي‌كنند،‌ در اين جاست كه بهداشت معنوي به ميان مي‌ايد و علماي علوم ديني، انسان‌‌شناسان متأله و اساتيد اخلاق و عرفان مسئول رسيدگي به آن هستند.

با افزايش خرافات و آسيب‌هاي معنوي صاحب اين قلم به تازگي نظرية بهداشت معنوي را در مجامع علمي مطرح كرده و اميدوار است كه با استقبال محققان و دانشمندان، راه حل‌هايي براي بخشي از مسائل و مشكلات امروز مردم پيدا شود.

* يك بستر براي پيدايش آسيب‌هاي معنوي

هميشه نيازهاي انساني موجب مي‌شود كه عده‌اي آگاهانه به قصد سوء‌استفاده يا ناآگاهانه جايگزيني بدلي براي پاسخ به نياز مردم ارائه دهند. نياز به معنويت در روزگار ما از يك سو و افزايش بيماري‌هاي نا‌‌شناختة جسمي و روحي از سوي ديگر باعث شده است كه مدعيان دروغين و عرفان فروشان درون‌تهي بازاري براي ترويج خرافات و بازي‌گري‌هاي خود پيدا كنند. در اين بين عده‌اي كه هوشمندتر هستند و با تشكيلات و كارگروهي وارد عمل مي‌‌شوند، موفق‌تر بوده و گروهي از مردم گرفتار را به سوي خود جذب مي‌كنند.

وقتي كسي دچار مشكلات باشد بيش از اينكه به اشكلات مدعي حل مشكل فكر كند، در جستجوي نتيجه است و نسبت به تناقض‌ها، دروغ‌ها و كجروي‌هاي طرف مقابل چشم فرومي‌بندد و تجربه را بر تحقيق مقدم مي‌كند. حتي ممكن است خطاهاي آشكاري را به عنوان اينكه شايد من نمي‌فهمم، فروبگذارد، تا روزنة اميدي را براي درمان دردها و پايان رنج‌هاي خود از دست ندهد. و صد البته آميخته شدن موضوع خطير درمان با اسرار پيچيدة عرفان، كار انديشه‌ورزي و تحقيق را دشوار مي‌سازد و براي كساني كه شتاب‌زده در انتظار نتيجه هستند، زمينه‌ساز سست گرفتن رشتة خرد و تحقيق مي‌شود.

عرفان حلقه اما چند سالي در كشور ما تاخت و تحليل‌هاي نقادان و هشدارهاي دلسوزان كمتر اثري مي‌گذاشت. اشتياق و ساده‌دلي عده‌اي از يك سو و اشتباه و سهل‌انگاري مسئولين از سوي ديگر بستر گسترش سرطاني اين جريان فريبنده و پرتناقض را در كشور فراهم كرد. تا جايي كه شبكة هرمي آموزش عرفان حلقه در تمام كشور گسترده شد و شايد امروز ديگر نتوان از پيشرفت آن جلوگيري كرد، مگر با ايجاد يك نهضت روشنگري و هوشياري گروهي از مردم كه مخاطب اين جريان بوده‌اند. در اين مقالة كوتاه به جايگاه معنوي عرفان حلقه و سپس نمونه‌هايي از تناقض‌گويي‌هاي آنها اشاره مي‌شود.

* عرفان حلقه در جغرافياي معنوي

از ديدگاه عرفاني سراسر عالم هستي رحمت عام الاهي است. مؤمنان و كافران، خوبان و بدان، حقيقت‌طلبان و حقيقت‌ستيزان و حتا شياطين و فرشتگان غرق در رحمت عام يا رحمت رحماني هستند. رحمانيت خداوند هيچ مقابل و متضادي ندارد. اما رحمت خاصه يا رحيمي خدا مخصوص خوبان و حقيقت‌جويان و دوستان خداست، و در مقابل آن قهر و غصب الاهي است.

خداوند به رحمانيتش به شيطان فرست داد و به بدكاران زندگي و نعمت مي‌دهد تا يا خود را تغيير دهند و به رحيميت خداوند راه‌يابند و يا در قهر او غوطه‌ور شوند. بنابراين رحمانيت او هيچ خصوصيتي ندارد و همه را در برگرفته است. از يك جهت هم شامل رحيميت خدا و هم شامل قهر غضب اوست و نتيجة برخورداري از رحمانيت هم هدايت است و هم گمراهي و اضلال.

در عرفان حلقه ادعا اين است كه پيروان به حلقه‌هاي رحمانيت خداوند متصل مي‌شوند. و حقيقت رحمانيت هم فرصتي براي هم‌شنيني با شياطين و شرارت كردن است و هم مقدمه‌اي براي هم‌سخني با فرشتگان و سير به سوي معبود. كه البته هر كدام از اين‌ها نشانه‌هايي دارد. اگر در فرصتي كه رحمانيت خداوند به انسان داده به رحيميت او بيانديشد و آن را بجويد به راستي اهل رحمت ‌است و به زودي در آغوش عشق و رحمت خاصة خداوند آرام خواهند گرفت و از او خواهند شنيد كه "اي جان به آرامش رسيده به سوي پروردگارت بازگرد در حاليكه شادمان و راضي هستي و او نيز از تو خشنود و راضي است. " (فجر/27و28)

اما كساني كه به رحمانيت تكيه كرده و در آن فرومانده‌اند، مثل شيطان و بلكه شياطني انسان‌نما خواهند بود كه از فرصت‌ها و نعمت‌هاي الاهي براي دور شدن و دشمني با خدا استفاده مي‌كنند، و مورد قهر و ناخشنودي او قرار مي‌گيرند. عرفان حلقه به اعتراف پايه‌گذاران آن براي اتصال به حلقه‌هاي رحماني است (انسان‌از منظري ديگر ص 15تا18) و در طول اين سال‌ها نه در دوره‌هاي آموزشي و نه در كتاب‌هاي‌شان براي حلقه‌هاي رحيميت تعريف و برنامه‌اي ارائه نداده است.

بنابراين با صرف نظر از شواهد عيني كه تسليم شدن در برابر شيطان و وسوسه‌هاي نفساني را در عرفان حلقه نشان مي‌دهد، با تحليل مدعاي آنها بر اساس چارچوب نظري برآمده از عرفان، اين جنبش شبه معنوي به روشني در فضاي شيطاني قرار مي‌گيرد. در اين باره نمونه‌هايي از تناقض‌گويي و خودپرستي‌ كه در اساس‌نامة اين فرقه موجود است، موضوع را كاملاً روشن مي‌نمايد.

* واسطة فيض!ْ

پايه‌گذاران عرفان حلقه معتقدند كه: "رحمت عام شامل همة انسان‌ها مي‌شود و انسان در اين مورد،‌ حق انتخاب داشته و مي‌تواند از آن استفاده نموده و يا اجتناب نمايد و براي برخوردار شدن از آن هيچ اجباري ندارد؛ سفره‌اي است كه هر روز گسترده است، تا چه كسي به سوي آن دست برده، لقمه‌اي را بردارد.

هر سحرگه كيمياي سرخ رويي، مي‌زند آفتاب رحمت عام تو بر ديوارها (صائب تبريزي)

به طور كلي، همة انسان‌ها صرف نظر از نژاد، مليت، جنسيت،‌ سن و سال، سودا و معلومات، استعداد و لياقت‌هاي فردي،‌ دين و مذهب، گناه‌كاري و بي‌گناهي، پاكي و ناپاكي و... مي‌توانند از رحمت عام الهي برخوردار شوند.

خار وگل، در پله‌ي تردستان يكي است چون كنم قطع اميد، از رحمت عام بهار (صائب تبريزي)

فيض و رحمت الهي در انحصار هيچ گروه خاصي نيست. افراد و گروه‌ها فقط مي‌توانند معرف باشند، تا اشخاصي كه خود را از پرتو اين نور نجات بخش مخفي كرده‌اند، در معرض آن قرار بگيرند. " (انسان از منظري ديگر .ص15)

اين سخن اشكالاتي دارد و بر كساني كه تا حدودي با عرفان آشنا هستند پوشيده نيست، ولي به هر صورت در اساس نامه عرفان حلقه تبيين بيشتر موضوع آمده است. البته در اساس‌نامه، حلقه‌هاي رحمانيت با نام شعور الهي مورد اشاره قرار گرفته و اين طور معرفي شده است: "نظر به اينكه شعور الهي نياز به هيچ مكملي ندارد، ‌لذا چيزي تحت هر نام و عنوان، قابل اضافه كردن به آن نبوده و اين موضوع به راحتي قابل اثبات مي‌باشد؛ چرا كه با حذف عامل اضافه شده، مشاهده مي‌شود كه حلقه‌ي وحدت همچنان عمل مي‌نمايد و اين خود رسواكننده‌ي بدعت گذاران و متقلبان خواهد بود، كه در دل اين رابطه براي تشخيص حق از باطل وجود دارد. در اين رابطه، هيچ گونه بدعتي پذيرفته نيست و فقط نشان دهنده‌ي ميل فرد به خودنمايي و مطرح نمودن خود مي‌باشد. " (عرفان كيهاني (حلقه).ص103)

با اين عقيده در دوره‌هاي آموزشي عرفان حلقه موضوع توسل به معصومين و زيارت و دعاهاي مربوطه مورد نفي و نكوهش قرار مي‌گيرد. و اين دقيقاً شبيه موضع‌گيري وهابيان است، كه كشتن شيعيان را موجب ورود به بهشت مي‌دانند. زيارت از نظر آنها مكان‌پرستي و توسل شخص‌پرستي و روح‌پرستي و مرده‌پرستي است؛ حتا تكريم قران كريم را كتاب‌پرستي مي‌پندارند و از خواندن آن كه شفا و رحمت است، بر بالين بيماران جلوگيري مي‌كنند. چنانكه در اصل ديگري از اساس نامه آمده است:

"نام خداوند در رأس همه‌ي نام‌ها قرار دارد و خواندن و استعانت فقط سزاوار اوست و نقض آن شرك است. (اصل اجتناب از من دون الله) مهم‌ترين مصاديق بارز شرك عبارتند از: شخص‌پرستي، روح‌پرستي، مرده‌پرستي، مكان‌‌پرستي، كتاب‌پرستي، خود‌پرستي، دنياپرستي، ظاهرپرستي. بين انسان و خدا، تنها واسطه‌اي كه وجود دارد، هوشمندي و شعور الهي (يدالله) است، كه به صورت‌هاي مختلف نقش يداللهي خود را ايفا نموده، پل ارتباط عالم پايين و عالم بالا مي‌باشد. " (عرفان كيهاني (حلقه).ص119و120)

نكتة جالب در اين اصل اينكه روح‌پرستي و كتاب‌پرستي و مكان‌پرستي حتا قبل از خودپرستي و دنيا پرستي ذكر شده است. حالا بر فرض صحت اين حرف‌ها كه پاكان و ناپاكان اگر بخواهند از رحمانيت برخوردارند و هيچ افزوده‌اي به شعور كيهاني و حلقه‌هاي رحماني لازم نيست و همه بدعت گذاري و تقلب است؛ در جايي از مانيفست عرفان حلقه اين طور مي‌خوانيم:

"براي بهره‌برداري از عرفان عملي عرفان كيهاني (حلقه)، نياز به ايجاد اتصال به حلقه‌هاي متعدد شبكة شعور كيهاني مي‌باشد و اين اتصالات،‌ اصل لاينفك اين شاخه‌ي عرفاني است. جهت تحقق بخشيدن به هر مبحث در عرفان عملي، نياز به حلقه‌ي خاص و حفاظ‌هاي خاص آن حلقه مي‌باشد. اتصال به دو دسته كاربران و مربيان ارايه مي‌شود، كه تفويضي بوده، در قبال مكتوب نمودن سوگندنامه‌هاي مربوط، به آنان تفويض مي‌گردد. تفويض‌ها، توسط مركزيت كه كنترل و هدايت‌كننده‌ي جريان عرفان كيهاني (حلقه) مي‌باشد، انجام مي‌گيرد. " (عرفان كيهاني (حلقه).ص80)

به اين ترتيب مربيان عرفان حلقه كه اتصال را از مركز مديريت عرفان حلقه دريافت كرده‌اند مي‌توانند آن را به ديگران انتقال دهند يعني اتصال به رحمت عام الاهي با وساطت فيض در سلسله مراتب عرفان حلقه امكان پذير است! با اين وصف يك مربي عرفان حلقه اگر چه دروغ گو باشد و يا به ناپاكي‌هاي ديگر آلوده باشد، چون اتصال به رحمت عام الاهي فراتر از اين قيدهاست، چون او اتصال را از مركزيت و سلسله مراتب عرفان حلقه و شعور كيهاني دريافت كرده و اجازة تفويض را هم گرفته است، مي‌تواند آن را به ديگران منتقل كند، اگرچه گيرندة اتصال از مربي‌خود پرهيزكارتر باشد، در غير اين صورت شايد، بلكه قطعاً به رحمت عام الاهي نمي‌رسد!

بنابراين رحمت عام الاهي با اجازة مركزيت عرفان حلقه در دسترس بندگان خدا قرار مي‌گيرد. توسل و توجه به انبياء و اولياء و واسطة فيض بودن آنها مردود است و تنها مركزيت عرفان حلقه و سلسله مراتب مربيان آن واسطة فيض شعور الاهي و اتصال به رحمت عام حق تعالي هستند.

براي نقش واسطة فيض بودن مركزيت و سلسله مراتب عرفان حلقه توصيف‌هاي زيبايي بيان شده است از جمله اينكه "از آن چه را كه روزي آسماني دارند، مانند روزي زميني خود،‌ به ديگران انفاق كنند "مما رزقناهم ينفقون " و از اتصال خود براي آن‌ها نيز ايجاد اتصال كنند. " (انسان از منظري ديگر.ص15و16) اما اين توصيفات زيبا و استفاده تأويلي از آيات قرآن مشكل تناقض گويي را پيچيده‌تر مي‌كند. چون از ديدگاه قرآن رحمت عام الاهي در دسترس همه است و هيچ اختياري براي استفاده از آن وجود ندارد، نعمت‌ها و مهلت‌هايي كه بين مؤمنان و كافران مشترك است از رحمت عام سرچشمه مي‌گيرد و كساني كه از آن درست استفاده كنند و به راه ايمان و شكرگذاري و عشق به خداوند قدم بردارند در حقيقت به حلقه‌ها يا مراتب رحمت خاصه و رحيميت او متصل شده‌اند. "و كان بالمؤمنين رحيماً " (سورة مباركة احزاب/آية 43)

بنابراين تناقض بزرگ عرفان حلقه را مي‌توانيم اين طور عنوان گذاري كنيم: رحمت عام خدا فقط در دست ماست. اگر سازندگان اين فرقه دست به ابتكار مي‌زدند و نوع ديگري از رحمت الاهي را تعريف مي‌كردند، به نام رحمت حلقه‌اي بهتر بود، البته باز هم دروغ مي‌شد، ولي دست كم تناقضي ديگر تناقضي وجود نداشت.

طراحان عرفان حلقه مي‌توانستند بگويند اين يك كشف جديد عرفاني است، حتا مي‌توانستند بگويند اين رحمت جديد و تازه كشف شده، اساساً به تازگي از سوي خداوند در جهان جريان يافته است، و اگر پيامبران گذشته از آن سخن نگفته‌اند به اين علت است كه در زمانة آنها اين نوع رحمت وجود نداشته است. خداوند مهربان در روزگاري كه پليدي همة دنيا را فراگرفته است و بشر راه نجات و سعادت را در غوغاي زندگي مدرن و تكنولوژي گم كرده، رحمت حلقه‌اي را اعمال فرمود تا راهي براي بندگانش بگشايد.

به اين ترتيب عرفاني كاملاً جديد و مناسب با شرايط زمانه طراحي مي‌شد كه پيوند زدن آن با نظريات فيزيك كوآنتوم و نسبيت و نيز منشور حقوق بشر و انديشه صلح جهاني و ساير پديده‌ها و مفاهيم امروزي خيلي ساده‌تر انجام مي‌گرفت. در اين صورت با سرعت مدخل‌ها و سرفصل‌هايي در دانشنامه‌هاي اديان جديد (New Religious Movements) به نام عرفان حلقه نوشته مي‌شد و با چند اقدام ديگر حتي مي‌توانستند جايزة پل‌كروس يا جايزة‌ صلح نبل را به خود اختصاص دهند.

آنچه گفته شد پيشنهاد نيست، بلكه پيش‌بيني‌هايي است كه براي بازار پررونق معنويت‌هاي آسيب‌زا قابل تصور است و افرادي كه بهداشت معنوي جامعه را مسألة خود مي‌دانند، بايد به آنها فكر كنند و براي جامعه نسبت به اين آسيب‌ها "ايمني معنوي " ايجاد كنند.

تا اينجا معلوم شد كه عرفان حلقه رحمت عام الاهي را در اختيار خود مي‌داند و اتصال بندگان خدا با آن بايد از طريق مركزيت و سلسله مراتب مربيان اين فرقه انجام شود. اگر بخواهيم با ادبيات عرفان حلقه سخن بگوييم، بايد گفت كه خودپرستي‌ها و خودنمايي‌هاي عرفان حلقه به اين اندازه پايان نيافته و دامنة آن بسيار گسترده شده است. در واقع اين فرقه نه تنها عقايد و تصورات خود را يگانه راه حقيقت مي‌پندارد بلكه هيچ نام ديگري را غير از نام خود مجاز نمي‌شمارد.

"هيچ كس حق معرفي اين اتصال را با نام ديگري غير از شبكه‌ي شعور كيهاني و يا شعور الهي نداشته، اين كار فريب ديگران محسوب شده و باعث سوق آن‌ها به سمت غير از خدا (اصل اجتناب از من دون الله) و انحراف همگان خواهد شد و همچنين هر عاملي كه فرد اتخاذ نموده تا بدان وسيله خود را مطرح نمايد و يا منجر به منيت و ادعاي رجحان و برتري نسبت به ديگران شود، از انحرافات بارز هستند. (اصل اجتناب از اَنا خير منه). " (عرفان كيهاني (حلقه).ص90و91)

معلوم نيست كه اگر حقيقت ماجرا فرقي نداشته باشد تغيير نام چگونه موجب سوق به سمت غير خدا و فريب ديگران خواهد شد؟ و جالب اينجاست كه ادعاي رجحان و برتري‌طلبي براي همه از انحرافات بارز است اما در خصوص سازندگان عرفان حلقه انحراف بارز نيست؛ اگر چه در حد پرستيدن نام خود باشد. اگر عرفان حلقه درست است، چه اشكالي دارد كه گروهي به جاي شعور كيهاني بگويند، شعور جهاني، يا روح كيهاني، يا آگاهي الهي،‌ يا شعور هستي، يا هوشياري خلاق، يا نيروي بي‌كران، يا نيروي الهي، يا هر نام ديگر؟

اين در حالي است كه دربارة خداوند معتقدند، اگر چه با نام‌هاي گوناگون ياد شود، چون منظور و مقصود يكي است، خواندن او به نام‌هاي گوناگون در اديان مختلف اشكالي ندارد.

* درمان‌گري شيطاني

در عبارات بالا خوانديم كه اساس‌نامة عرفان حلقه همة كساني كه بر رحمت الاهي چيزي مي‌افزايند متقلب اعلام مي‌كند و اثبات اين تقلب و بدعت گذاري به اين است كه با حذف آن عامل حلقة وحدت كه همان حلقه‌هاي شعور كيهاني يا رحمانيت است همچنان عمل مي‌كند. (عرفان كيهاني (حلقه).ص103) به طور مصداقي و روشن توسل به اهل بيت و قرآن كريم در تعاليم عرفان حلقه افزوده‌هاي متقلبانه است و طلب اتصال از طريق تشكيلات عرفان حلقه درست و صادقانه چون با حذف دعاها و قرآن و توسل به اهل بيت شعور كيهاني عمل مي‌كند، ولي بدون اتصال از طريق تشكيلات حلقه عمل نمي‌كند. پس مي‌بينيم كه درمان‌گري در تشكيلات عرفان حلقه فقط درمان نيست بلكه يك متدلوژي معرفت‌شناختي است و براي اثبات عرفان راستين و عرفان تقلبي ارائه مي‌شود و نتيجة آن هم اين است كه نفي رسول الله و خاندان او و كتاب خدا به عنوان واسطه‌هاي اتصال به رحمت الاهي است، در حالي كه خداوند پيامبر را رحمةٌ للعالمين معرفي كرده و قرآن را با وصف شفا و رحمت مي‌شناساند. به همين علت لازم است كه با دقت موضوع درمان‌گري در عرفان حلقه را بررسي كنيم.

مهمترين مسألة مطرح دربارة عرفان حلقه، توانايي ظاهري آنها براي درمان‌گري است. توضيح اينكه افراد تحت تعليم در اين فرقه با چند لحظه تسليم شدن و گشودن وجود خود، به شعور كيهاني متصل مي‌شوند و از آن پس نيروي درمان‌گري پيدا مي‌كنند. بدون اينكه تغييري در خود ايجاد كنند يا براي جلب رضاي خدا عملي انجام دهند، در يك لحظه تسليم شدن به نيروي درمان‌گري دست پيدا مي‌كنند.

راز ماجرا اين است كه شيطان براي سرگردان كردن انسان در حلقه‌هاي رحمانيت و باز داشتن او از رحمت خاصه و به تباهي كشيدن فرصت‌ها و نعمت‌هاي رحماني، دست به شيطنت‌هاي شگفت‌انگيزي مي‌زند كه يكي از آنها بهبودنمايي است. به اين معنا كه شياطين كه از جن‌ و جنس آتش هستند، از نيروهايي برخوردار بوده و در شرايطي مي‌توانند از نيروي خود استفاده كنند. همچنانكه در قرآن مجيد و در ماجراهاي حضرت سليمان آمده است كه آن پيامبر بزرگ خدا به اطرافيان خود گفت چه كسي مي‌تواند تخت بلقيس را حاضر كند، يكي از جنيان گفت: پيش از آنكه از جاي خود برخيزي تخت را به اينجا مي‌آورم. (سورة مباركة نمل/38و39)

جن‌ها مي‌توانند در عالم مادي كارهايي انجام دهند اما تا انسان سراغ آنها نرود و پاي آنها را در زندگي خود باز نكند توان دخالت ندارند. اما اگر به هر طريق و با هر نامي به نيروي آنها پناه ببرد و تسليم‌شان شود، آنگاه مي‌توانند كارهايي انجام دهند. چنانكه قرآن كريم در اين باره مي‌فرمايد: "بعضي از انسان‌ها به گروهي از جن‌ها پناه مي‌برند و بر ذلت‌شان افزودند. " (سورة مباركة جن/6) جن‌ها ممكن است به كساني كه به آنها پناه برده‌اند، كمك‌هايي بكنند از جمله ‌اينكه امور پنهان را براي‌شان آشكار كنند، يا اشيائي را جابجا كنند و يا از نيروي خود براي جبران ضعف‌ها و بيماري‌ها استفاده كنند بدون اينكه درمان و بهبودي اتفاق افتاده باشد. مثل اينكه به يك فلج كمك كنند تا روي پا بايستد. اين مورد بهبودنمايي يا شفا نمايي است كه در واقع درماني صورت نگرفته، فقط با تسليم شدن فرد نيروهاي شيطاني وارد زندگي او شده و بدون شك دردسرها و تبعاتي خواهد داشت.

در عرفان حلقه نيروهاي شيطاني با نام شبكة شعور منفي (عرفان كيهاني (حلقه).ص93) يا موجودات غير ارگانيك ناميده شده‌اند و ادعا مي‌شود كه با آنها ارتباطي ندارند. اما گذشته از معيارهاي روشن اخلاقي و ديني در درمان‌گر و درمان‌جو كه نفوذ نيروهاي شيطاني را نشان مي‌دهد، شاخص‌هاي ديگري براي تشخيص درمان‌هاي شيطاني وجود دارد، از جمله تدريجي بودن و زمان‌بري درمان‌هاي شيطاني؛ زيرا نيروهاي شيطاني محدود است و براي حصول نتيجه نياز به زمان دارد. اما نيروي الاهي در لحظه‌اي با "كن فيكون " اوضاع را دگرگون مي‌كند. همانطور كه در ماجراي حضرت سليمان آمده افريت جني براي آوردن تخت بلقيس نياز به زمان داشت و گفت پيش از آنكه از جاي خود برخيزي آن را مي‌آورم،‌ و حضرت سليمان به او و نيرويش هيچ اعتنايي نمي‌كند. در مقابل وقتي كه آن انسان مؤمن به نام "عاصف بن برخيا " با نيروي الاهي خواستة جناب سليمان را پاسخ مي‌دهد، در چشم به هم زدني تخت حاضر مي‌شود و حضرت سليمان به خاطر توفيق تربيت چنين انسان‌هايي خدا را شكر مي‌كند. (سوره مباركة نمل/ آيه40)

نشانة ديگر درمان‌هاي شيطاني و تفاوت آن با درمان‌هاي الاهي با مقايسة درمان‌جويان عرفان حلقه با شفا يافتگان در زيارتگا‌ه‌ها و توسل به معصومين معلوم مي‌شود. درمان يافتگان از طريق الاهي و معنوي تمام امراض‌شان و به طور كامل برطرف مي‌شود. يعني اگر كسي فلج باشد و كور هم باشد، وقتي شفاي الاهي مي‌آيد، همة مرض‌ها كاملاً از بين مي‌رود؛ اما با درمان‌هاي شيطاني همة مشكلات برطرف نمي‌شود و در بسياري از موارد مرض اصلي و مورد نظر هم به طور كامل درمان نمي‌پذيرد.

راه نفوذ نيروهاي شيطاني در وجود فرد و زندگي او، تسليم شدن است. تسليم شدن دو صورت دارد: يا تسليم شدن به خواسته‌هاي مشخص و روشن خداوند است كه در شريعت آمده و در هر ديني احكام آن معلوم است. در اين صورت ظاهر و باطن شخص شهادت مي‌دهد كه تسليم و دلباختة خداوند است. صورت دوم تسليم برابر دربرابر اموري ناشناخته‌ است كه به شكلي مبهم و ذهن فرد انجام مي‌گيرد؛ در اين صورت راه نفوذ شياطين كاملاً باز مي‌شود؛ به خصوص اگر پاي استفاده از نيروهاي آنها در ميان باشد و فردي كه به طور مبهم خود را در وضعيت تسليم قرار داده و وجود خود را كاملاً گشوده، انتظار رويدادي مثل درمان شدن يا جابجايي اجسام را داشته باشد.

پايه و اساس عرفان حلقه دست‌درازي به سوي نيروهاي شيطاني است كه آثار و نشانه‌هاي آن به صورت علمي و تجربي در زندگي و اطراف درمان‌گران و درمان‌جويان كاملاً قابل بررسي است. ديگر روزگاري كه گروهي با تنگ نظري اين پديده‌ها را خرافات مي‌پنداشتند گذشته است. جن مي‌تواند در شرايط خاصي به زندگي انسان وارد شود كه ساده‌ترين راه ورودشان به تعبير قرآن كريم پناه بردن به آنهاست. عرفان حلقه اين در را مي‌گشايد و نيروهاي شيطاني را به نام شعور كيهاني و حلقه‌هاي رحماني معرفي مي‌كند. به همين علت كنار گذاشتن قرآن و اهل بيت خللي در حلقه‌هاي آنها ايجاد نمي‌كند، بلكه واسطة اين نفوذ شيطاني مركزيت عرفان حلقه و سلسلة مراتب مسترهاست.

* از عشق تا شريعت

وقتي انسان در برابر ناشناخته و در ابهام كامل تسليم شد، شياطين بر او مسلط مي‌شوند و نيروي خود را در او جريان مي‌دهند. حضرت علي در اين باره فرموده‌اند: "شيطان در سينه‌هاي‌شان تخم مي‌گذارد و جوجه مي‌آورد و با چشمان آنها مي‌نگرد با زبان آنها سخن مي‌گويد. " (نهج‌البلاغه.) شيطان كه براي پيش‌برد برنامه‌هاي خود معمولا خودش را پنهان مي‌كند، خود را به عنوان خدا معرفي كرده و وسوسه‌هاي خود را به دل تسليم شدگانش سرازير مي‌كند؛ آنگاه دلي كه لانة شيطان شده اين وسوسه‌ها را الهام الاهي پنداشته و خود را در مسير عرفان مي‌بيند، با اين كه ظاهر و باطن او شهادت مي‌دهد كه در مسير عرفان نبوده بلكه دقيقاً بر خلاف خواست خدا در حركت است.

 

در اساس‌نامة عرفان حلقه نوشته‌اند: "انسان نمي‌تواند عاشق خدا شود، زيرا انسان از هيچ طريقي قادر به فهم او نيست و در حقيقت خدا عاشق انسان مي‌شود و انسان معشوق مي‌باشد و مشمول عشق الهي. و انسان مي‌تواند فقط عاشق تجليات الهي، يعني مظاهر جهان هستي شود و پس از اين مرحله است كه مشمول عشق الهي مي‌گردد. " (عرفان كيهاني (حلقه).ص124و125)

آغاز اين اصل يك دروغ بزرگ و شيطاني است، براي شعله‌ور شدن آتش عشق خداوند، كمترين درجات معرفت كافي است. اگر چه انسان نمي‌تواند خداوند را به طور كامل بشناسد ولي قلبي كه هنوز لانة شيطان نشده بهتر از همة مظاهر هستي، هستي بخش مهربان را درك مي‌كند و به او عشق مي‌ورزد و در شرايط سخت زندگي اميد و عشق به او را تجربه مي‌كند. هم از اين رو همة قلب‌ها با او آشنا هستند، اگر چه ذهن‌ها سوالات و مجهولاتي داشته باشند. اگر آدمي خود را تسليم شيطان كند صد البته كه ديگر از هيچ طريقي قادر به فهم او نيست، اما قلب‌هاي لبريز از نور فهم و فروغ ايمان تمام عالم را نشانه‌هاي او مي‌دانند و ذره‌ذرة عالم و لحظه لحظة زندگي‌شان گامي در راه عشق خداوند و شكوفايي معرفت اوست.

وقتي خداوند از فهم بشري كاملاً كنار گذاشته شود به طور طبيعي عشق به او هم مفهوم خود را از دست مي‌دهد و آنگاه بشر مي‌ماند و دل‌باختگي به مظاهر جهان هستي از اين عشق و دلباختگي‌هم هرچيزي ممكن است به وجود بيايد. كه نمونه‌هاي بارز آن مسترپارتي‌هاي عرفان حلقه يا ميهماني مربيان عرفان حلقه است. البته ممكن است از اين ميهماني‌ها جاهاي ديگر هم برگزار شود، اما مشكل اصلي در اينجا اين است كه در عرفان حلقه، خانم‌ها و آقايان استاد عرفان هستند، آن هم عرفاني كه در اساس‌نامة خود شريعت و طريقت و حقيقت را در نهايت يكي مي‌داند! (رك: عرفان كيهاني (حلقه).ص112)

* توضيح پاياني

عرفان حلقه با تأكيد بر اتصال به حلقه‌هاي رحمانيت خداوند، به دنبال تجلي صفات قهر و غضب و اضلال او رفته كه پيشگام اين راه شيطان است. بارزترين نشانه‌هاي شيطاني بودن اين فرقه خودپرستي افراطي و شديدي است كه نه تنها راهي غير از راه خود را قبول ندارند، بلكه هر نامي غير از نام خود را انحراف مي‌دانند. عرفان حلقه به بهانة درمان‌گري مردم را به نفوذ نيروهاي شيطاني در آورده و با عنوان عرفان آنها را به راه عصيان در برابر معشوق و معبود هستي مي‌كشاند.

آنچه كه بهداشت معنوي به آن مي‌پردازد فقط اين نيست كه جامعه روبه تاريكي و ناپاكي مي‌رود يا در مسير پاكي و روشنايي حركت مي‌كند، بلكه هزار مرتبه از اين مهمتر مواردي است كه معيارها دگرگون مي‌شود و اعمال شيطاني به نام طريقت، و تسيلم هوس‌ها و وسوسه‌هاي شيطاني شدن به نام عرفان معرفي مي‌شود. گناه با توبه جبران مي‌شود و انسان را به عشق و آمرزش الاهي نزديك مي‌سازد، اما اگر اين گناه به نام سلوك الي الله انجام شد، چه كسي مي‌تواند از آن توبه كند و به سوي معبود و معشوق حقيقي باز گردد؟

با اين خرافات و دروغ‌هاست كه بهداشت معنوي در جامعه تهديد مي‌شود. اينكه به نام عرفان و رحمانيت خداوند بندگان خدا را به نيروهاي شيطاني بفروشند و اخلاق و انسانيت و ايمان را در آنها نابود كنند، تهديدي جدي براي سلامت معنوي جامعه است. وظيفة دولت‌هاست كه حقوق انسان‌ها را در ابعاد معنوي محترم بشمارند و به كسي اجازه ندهند كه راه شكوفايي معنوي مردم را مسدود كند و نيازهاي معنوي آنها براي ارضاي خودپرستي‌ ديگران هزينه شود. اگر چه مردم غرق گناه و غفلت باشند، حقوق معنوي آنها محفوظ است و كسي حق تعرض به آن را ندارد.

جامعه هر چه قدر هم كه در فساد غوطه‌ور باشد، حق دارد كه امكان تشخيص و تمايز ميان عرفان و عصيان و فرصت بازگشتن به سوي خدا را داشته باشد. هدف نظرية بهداشت معنوي اين است كه با جلوگيري از نشر خرافات و انحرافات معنوي، از گمشدن راه‌هاي خداوند در ميان هوس‌هاي شيادان يا فريب‌خوردگان جلوگيري كند و از امكان تجربة زندگي معنوي براي شهروندان پاسداري نمايد.

نویسنده: حجت ‌الاسلام والمسلمين حميدرضا مظاهري سيف (پژوهشگر پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامي)

منبع: خبرگزاری فارس - شماره : 8903240954 - 89/03/24 - 13:43

 

لينكهاي مهدوي

لينكهاي مفيد

لوگوي سايت