| هشدار جدی به مسئولان فرهنگي: سايه شوم شيطان |
|
|
|
| مقالات - فرقههاي انحرافي |
|
ايران اسلامي خصوصاً در سال هاي پس از پيروزي انقلاب نسبت به ديگر كشورهاي اسلامي و شرقي با بيشترين حجم و تنوع آسيب ها و تهديدات فرهنگي دست به گريبان بوده است. در اين ميان تلاش كشورهاي غربي براي استحاله فرهنگي نظام اسلامي نيز به عنوان عامل شتاب دهنده نقش موثري را ايفا كرده است. در ميان انبوهي ازسناريوهاي ضدفرهنگي غرب، يكي از جريان هاي فاقد فكري و فرهنگي كه ابتدا مرزهاي اخلاقيات را در كشورهاي اروپايي و آمريكايي در هم شكسته و سپس به سرزمين هاي شرقي رسيد «شيطان پرستي» يا «شيطان گرايي» مي باشد.
پس از سخنان حجت الاسلام داوود رنجبران معاون فرهنگي نهاد نمايندگي مقام معظم رهبري در دانشگاه ها كه طي هفته گذشته در مورد كم و كيف «پديده شيطان پرستي در دانشگاه ها» گفتند: «پديده هايي مانند شيطان پرستي پديده هايي جديد هستند و به اين سادگي نيز شناخته نمي شوند. خانواده ها و حتي متخصصان و اهل فن نيز اطلاع كافي از آن ندارند. بنابراين در وهله اول بايد نخبگان جامعه نسبت به آن آگاهي پيدا كنند. در فضاي عمومي، اساتيد در حوزه ها و دانشگاه ها، افراد موثر و خواص جامعه بايد نسبت به اين پديده به اندازه خودش آشنايي و اطلاعات كافي داشته باشند.» بر آن شديم تا به صورت اجمالي به توصيف ابعاد اين پديده شوم و ضدفرهنگي كه گوشه اي از ناتوي فرهنگي غرب عليه نظام مقدس جمهوري اسلامي بوده و طبق گفته هاي معاون فرهنگي نهاد رهبري به طور خاص دانشگاه ها را هدف گرفته است، بپردازيم. آشنايي با شيطان پرستي سال هاي پس از رنسانس را مي توان به سال هاي افسار گسيختگي جهان غرب در تمامي ابعاد فردي و اجتماعي و جنبه هاي متعدد منتهي به روابط انساني توصيف كرد. پس از برداشته شدن يوق تعاليم متعصب كليساي كاتوليك از گردن انسان غربي، چند كنش عمده فكري و فلسفي شكل گرفت كه شرح آن در حوصله اين مقال نمي گنجد، لكن آنچه قابل توجه است، رويكردهاي متفاوت به مساله انسان و رابطه او با خدا است كه زمينه هاي شكل گيري بسياري از جريان هاي فلسفي را فراهم آورد. قرن ها بعد يعني در سال هاي آغازين قرن بيستم، برخي از عناصر فاسدالاخلاق با اتكا به گرايشات و نظريات توراتي و پروتستاني به صورت مخفيانه جريان «شيطان پرستي» را با ويژگي هايي همچون؛ «گناه گرايي»، «قتل»، «تجاوزات جنسي»، «هدم اصول اخلاقي»، «بي توجهي به مسائل توحيدي» و... پايه گذاري كردند. اگرچه فطرت خداجوي انساني عاملي بازدارنده در تمايل يافتن تعداد وسيعي از افراد جامعه انساني به اين جريان شده، لكن استفاده از موسيقي هاي جذاب و متنوع، انجام اعمال خارق العاده و دور از ذهن، تهي شدن انساني غربي و عصر جديد از معنويت و اتصال به منبع فيض، موجبات گرايش افراد اندكي را به اين گروه ها فراهم آورد. نكته حائز اهميت آن است كه علي رغم عدم استقبال عمومي از عضويت در گروه هاي شيطان پرستي، آموزه ها و تعاليم گمراه كننده اي توسط ايشان و به وسيله ابزارهاي اطلاع رساني كه توسط قدرت هاي بزرگ سياسي در اختيار ايشان قرار گرفته، منتشر شده و مي شود و اين گروه ها در سراسر جهان همواره به عنوان كانون هاي فحشا و فساد شناخته مي شوند. صهيونيسم و شيطانيسم از منظر يهودي و نقش آنها در شكل گيري شيطان پرستي چند نكته ذيل قابل توجه است. 1- براساس آموزه هاي يهودي و عبراني، شيطان نه يك موجود بد، بلكه يك فرشته خادم براي آزمايش انسان ها است. 2- در مكاشفات علماي يهود نيز به عدد 666 عدد مقدس شيطان پرستان اشاراتي شده و آن عدد وحش توصيف شده است كه بايد شمرده شود. 3- خواه ناخواه متون يهودي منبع برداشت براي مسيحيان نيز قلمداد مي شوند و نگاه خاصي يهوديت به شيطان تاثيرات فراواني را بر مسيحيت داشته است. تصوف يهودي (كابالا) كابالا يا قبالا يا همان تصوف يهودي آئيني است كه به نوع خاصي از رياضت هاي شيطاني يهوديت دلالت دارد. برابر نظريات كارشناسان ملل و نحل، اين فرقه تحت تاثير عرفان و تصوف اسلامي در اثر هم نشيني مسلمانان آندلس با برخي از يهوديان تشكيل شده است. كابالا بخش رمزآلود و بسيار سري دين يهودي طي 500 سال اخير محسوب شده و عمده تحولات جهان توسط كاباليست ها دنبال مي شود. هم اكنون اصطلاح كابالا وصف كننده تمرين آئين و دانش محرمانه يهود است. مهم ترين منابع و كتب كاباليستي كه به عنوان ستون فقرات و پايه اصلي آئين كابالا درآمدند، شامل مجموعه كتب عبري «بهير» (به معناي كتاب روشنايي) و «هيچالوت» (به معناي كاخ ها) مي شوند كه به قرن اول ميلادي بازمي گردند. نهايتاً در قرن سيزدهم ميلادي كتاب «زوهار» نوشته شد كه تفكر و شكل كنوني «آئين كابالا» را تشكيل داد. دكتر شهبازي نويسنده مجموعه كتاب هاي زرسالاران يهودي و پارسي و متخصص تاريخ، در پايگاه خود درباره اين فرقه مي نويسد: «كابالا نامي است كه بر تصرف يهودي اطلاق مي شود و تلفظ اروپايي «كباله» عبري است به معني«قديمي» و «كهن». وي در قسمت دوم مقاله خود مي نويسد: «سرآغاز طريقت كابالا به اوايل سده سيزدهم ميلادي و به اسحاق كور (1160-1235 م) مي رسد. او در بندر ناربون (جنوب فرانسه) مي زيست و برخي نظرات عرفاني بيان مي داشت.» وي در جايي از قسمت اول مقاله خود درباره گذشته تصوف يهود، پيش از ظهور كابالا، مي نويسد: «مشاركت يهوديان در نحله هاي فكري رازآميز و عرفاني به فيلواسكندراني در اوايل سده اول ميلادي مي رسد.» سپس مي افزايد:«در دوران اسلامي نيز چنين است. نحله هاي فكري گسترده عرفاني رازآميز كه در فضاي فرهنگ اسلامي پديد شد بر يهوديان نيز تاثير گذارد و برخي متفكرين يهودي آشنا با مباحث عرفاني پديد شدند كه مهم ترين آنان ابويوسف يعقوب اسحال القرقساني (سده چهارم هجري/ دهم ميلادي) است.» ورود شيطان پرستي به ايران نوع جديد شيطان پرستي طي يك بازه زماني 10 ساله با چند وقفه به ايران ورود يافته است. چند گروه، عامل و حامل ورود شيطان پرستي به ايران بوده اند كه در بندر بعدي به آنها اشاره خواهد شد. اما به صورت كلي و از منظر عوامل چند اقدام، نقش بسزايي را در خصوص ورود جريان مذكور ايفا كرده است. 1- مهمترين عامل ورود شيطان پرستي به ايران رواج دادن وتبليغ گروه هاي زيرزميني فساد براي افزايش ميل جوانان به استفاده از موسيقي متاليكا و ساز گيتار بوده است. طي 10 سال گذشته موسيقي متاليكا به صورت زيرزميني و غيرمجاز وارد كشور شده و در چارچوب آن مفاهيم نحله انحرافي مورد بحث در اختيار جوانان قرار گرفته است. 2- اقدام تأمل برانگيز و بسيار ناشيانه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي دولت آقاي خاتمي در صدور مجوز براي گروه ها، آلبوم ها و كتاب هاي اشعار موسيقي متاليكا نيز نقش اساسي را در جلب توجه عموم مخاطبين جوان به اين نحله انحرافي فراهم آورد. در واقع بايد تأكيد كرد كه در كنار موسيقي زيرزميني، وزارت فرهنگ و ارشاد وقت نقش دروازبان ورود يك جريان با شرايط مورد اشاره را ايفا كرد. گفتني است «هوي متال»، «متال تاريك»، «گوتيك متال يا متال گوتيك» چند سبك از موسيقي شيطاني متاليكا بود كه به يمن غفلت اعجاب انگيز مسئولين فرهنگ كشور كه جدال و «اصلاحات» سياسي را پيشه خود قرار داده بودند وارد كشور شدند! حاملان شيطان گرايي آورندگان شيطان پرستي به ايران شامل افراد و گروه هاي ذيل مي باشند: 1- تحصيل كردگان و سرخوردگان اجتماعي در خارج از كشور كه عمدتاً دچار خسارت و شكست هاي سنگين مادي معنوي شده اند. 2- فرزندان منافقين فراري، سلطنت طلب ها، مفسدان اقتصادي رژيم پهلوي كه قبل و بعد از انقلاب موفق به فرار از كشور و محاكمه انقلابي شدند. 3- افرادي از خانواده هاي بسيار ثروتمند ساكن و مقيم داخل كشور كه عمدتاً داراي روابط خانوادگي و... با خارج نيز مي باشند. 4- جاسوسان فرهنگي سازمان هاي اطلاعاتي و امنيتي آمريكا و رژيم صهيونيستي كه با هدف استحاله فرهنگي وارد كشور شدند. 5- فعالان حوزه هنر و موسيقي كه با كشورهاي ديگر علي الخصوص آمريكا، انگليس، كانادا و استراليا در ارتباط بوده و بنا بر دلايل حرفه اي و شغلي مسافرت هاي متعددي داشته اند. اما نكته اساسي و قابل ملاحظه در اين خصوص آن است كه حداقل 90% از افراد شاخص واردكننده شيطان پرستي به ايران فاقد تحصيلات دانشگاهي و خانواده سالم مي باشند. وضعيت فعلي شيطان پرستي در ايران وضعيت فعلي اين گروه ها در ايران طي 5 بخش كه در ادامه شرح آن مي آيد خلاصه مي شود: 1. تحرك در اينترنت وبلاگ نويسي، گفتگو در محيط ياهو 360 درجه، سايت گروهي همچون كلوپ ها، دريافت خبرنامه ها، محيط هاي چت، شبكه هاي اجتماعي غربي و رايج در ايران همچون فيس بوك و... از جمله تحركات اينترنتي شيطان پرستان ايراني است كه تاكنون نيز ادامه دارد. 2. ترويج نمادها مغازه ها و اصناف فروشنده زيورآلات نقره اي، فروشگاه هاي پوشاك جوانان و بانوان علي الخصوص در شهر تهران وظيفه عمده ترويج شيطان پرستي در داخل كشور را برعهده دارند. در برخي موارد حتي مي توان اظهار كرد كه فروشندگان و مديران حتي اطلاع اندكي از محتواي عمل خود ندارند. 3. پارتي هاي شبانه پارتي هاي شبانه «رپرها»، جشن هاي فارغ التحصيلي و مهماني ها خاص دوستانه همواره به عنوان كانون فعاليت شيطان پرستان قابل ذكر هستند. در اين مراسمات و هر بار گروهي از جوانان با انواع و اقسام مختلف با انديشه ها و ظواهر شيطان گرايي آشنا و يا جذب آنها مي شوند. گفتني است معدود طرفداران گروه شيطان پرست ها در ناآرامي هاي اخير دانشگاه ها و خيابان ها حضور داشته و به اقدامات ساختارشكنانه مشغول بوده اند. نتيجه گيري آنچه كه بايد مورد توجه قرار گيرد اهتمام بيشتر مسئولين در مورد فرقه هاي شيطان پرستي است، كه نيازمند شناخت نحله هاي فكري شيطان پرستي، افكار و عقايد آنان مي باشد تا با بررسي و واكاوي اين فرقه بتوان سد محكمي در برابر تجاوزات مخرب اجتماعي و فرهنگي آنان ايجاد نمود. و با آشنا كردن افراد جامعه و مخصوصاً خانواده ها با اين گونه ترفندها، كيان خانواده و همچنين مباني اعلي اسلامي را از گزند اين ناپاكي ها حفظ نمود. در آخر به گوشه اي از آسيب هاي اين گونه فرقه هاي ضاله اشاره مي نمائيم: 1- رواج فرهنگ ضديت با ارزش هاي انساني و بشري 2- رواج فرهنگ ضديت با دين و اركان آن 3- جعل تاريخ قيام و حركت پيامبران و نقش شيطان در انحرافات جامعه بشري 4- ترويج فحشا و بي بندوباري و انواع اعتياد به موادمخدر شيميايي و الكل 5- ترويج فرهنگ لاابالي گري و گريز از فعاليت هاي سازنده فردي و اجتماعي 6- شيوع يافتن فرهنگ كلامي مبتذل و فاقد عنصر اخلاق 7- انتشار آموزه هاي اساطيري ناقص و بدون استناد تاريخي و علمي از ساير فرهنگ ها 8- حساسيت زدايي از فحاشي و هتك حرمت نسبت به نظام اسلامي 9- سياه نمايي و ترويج نيهيليسم (پوچ گرايي) به صورت گسترده نویسنده: علي بحريني منبع: روزنامه کیهان – 3/11/88
|